نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
22 بهمن یک روز جامع و از ایام الله است. با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکت ها حضور داشته باشیم/اهانت به مردم و اهانت به آزادی اندیشه ارتباطی به اسلام ندارد/تحولات بعد از انتخابات ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم بازتفسیری نو و زنده از قانون اساسی ارائه کنیم تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند/اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می داند و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داد/متأسفانه منافع عده ای در دوقطبی کردن جامعه است/نیرویی که امروز به صحنه آمده تنها خواسته اش این است که به قانون و ارزش های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم اما مورد تهمت قرار می گیرد/جنبش سبز با همه حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است چون بخشی از ملت ما محسوب می شود/جنبش سبز ملت ایران مستقل، خردگرا و مسالمت آمیز است/ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم، بلکه با خشونت، زدن و کشتن مخالفیم/جستجو در احوال شخصی مردم و وارسی ایمیل ها و پیام های کوتاه با اعتقادات دینی واصول قانون اساسی منافات دارد/اجازه دهیم مردم تمام حرف ها را بشنوند و بهترین را انتخاب کنند.
مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.
به گزارش خبرنگار “کلمه” مهندس موسوی که در جمع دانشجویان سخن می گفت افزود: دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.
موسوی تاکید کرد نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش این است که به قانون و به ارزشهای اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار میگیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست.
وی افزود: یادآور می شوم این هجمه ها نیز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.
مهندس موسوی۲۲ بهمن ماه را یک روز جامع و از ایام الله خواند و گفت: باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت ها حضور داشته باشیم. مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند، اما تصریح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
وی حفظ خردگرایی در کنار شور جوانان را سرمایه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اینکه باید حرکت ناصحانه خود را حفظ کنیم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.
به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام خمینی(ره) به شرح زیر است:
دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک میگویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی میگوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفتآور در دوران خود بود که آثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.
نکتهای که فوقالعاده مهم است اینکه خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و اینگونه نیست که فقط یک عدهای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاشهای بیشمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشهای سابقه موضوع به بیش از چند دهه میرسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.
دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کردهاند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهمتر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشتهاند. اما هیچیک از این دلایل نباید ما را از ریشهها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.
تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر میدادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیلکننده این شعار اصلی است.
شعاری انقلابی که در سایه قرار گرفت…
یکی از شعارهایی که در راهپیماییهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمیداد، بلکه مردم خود لمس میکردند که عدهای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را میخوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانوادهای شهید میداد به او تبریک میگفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم میزدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عدهای از یاران، این دوران را ندیدند.
تدوین کنندگان قانون اساسی به چه می اندیشیدند؟
خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی میتواند داشته باشد.
وقتی به قانون اساسی باز میگردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این میشود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.
به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف میکنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف میکنند. اما برای اینکه به آن سرچشمهها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.
حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغههایی را نشان میدهد که به نظر میرسد بخشی از آن دغدغهها هنوز وجود دارد و آن دغدغهها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحثهای خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بیدلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت ما بوده است و اینگونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمانهای موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروهها بوده است.
اینگونه بحثها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیمهای سابق بوده که چنین کارهایی را انجام میدادند. لذا به خاطر اینکه برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.
به خاطر دشمنی یا منفعتشان حقایق انقلاب و قانون اساسی را تحریف می کنند
این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروههایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما میبینیم حقایقی گفته نمیشود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیانهای انقلاب اسلامی صورت میگیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید میکند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شدهاند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه میدهند.
برای همین میبینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کمرنگ میشود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن میتواند به باطل شدن بخشهای دیگری منجر شود و آن را بیاثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.
هیچ دلیلی ندارد که از اجرای برخی اصول قانون اساسی صرف نظر کنیم
باید دید چه کسانی از بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها سود می برند
به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامهها و رسانهها سود میبرند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز میگردد، فکر میکنم معدل نتایج و چالشهایی است که در دهههای قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرفنظر کنیم.
مثالی در این مورد مطرح میکنم. البته بحثهای دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کماهمیت به نظر میرسد هم مطرح شود. یکی از بحثهای اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.
همه میگفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر میکنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحثهای مفصلی پشت آن هست، غیر از بحثهای مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاهها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکردهایم و ظرفیت عظیم آن را که میتواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکردهایم.
اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیتها و فرهنگها نمیتواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.
شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمیپردازیم، محل سؤال است و فکر میکنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمیخواهم بگویم سوءنیتی وجود دارد، ولی یکی از بحرانهای رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشتهایم.
آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشههای تازهای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زندهای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.
فاصله بین تغییرات اجتماعی و تغییرات حاکمیت؛ یکی از مهمترین مشکلات کشور
مسایل باید با گفت و گو و برهان و فضای آزاد حل شود نه با تفنگ و مسایلی که امروزدر خیابان ها رخ می دهد
شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونیهایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوقالعادهای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاستهای آن منعکس بود تا اینکه بلوک شرق فروریخت.
این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفتهای اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهوارهها، که عملاً آگاهی را در میان ملتها گسترش میدهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.
یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقبافتادگی را حس میکنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی میشود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابانها اتفاق میافتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمیشود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانهها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.
درحقیقت، رسانهها مانند دادگاههایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را میخواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق میافتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.
بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجابانگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانهها نهایت استفاده را ببریم. اما میبینیم در این رابطه مشکلاتی داشتهایم و نتیجه میشود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمیتابند و احساس خطر میکنند. برنامه را قطع میکنند و درست برعکس آن عمل میکنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن میتواند بسیار مهم باشد.
درست گاهی برعکس مسئله عمل میشود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمیتواند منجر به اصلاح امور شود.
اجازه بدهیم که مردم تمام حرف ها بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند
آن نگاهی میتواند سرنوشتساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرفها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.
ممکن است دو روزی از کلام قطعه قطعه شده و تحریف شده امام منفعت ببریم اما…
نکات دیگری هم وجود دارد که میتواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر بینیم. متأسفانه گفتههای بریده، بریدهای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل میشود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر میکند، بشنویم، منجر به این میشود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این میتواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیانگذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.
البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آوریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود میبینیم و به آن سرچشمه رجوع نمیکنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بودهاند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.
در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکتهایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی میتوان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات میتواند دین را در معرض سؤالهای جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.
از حساسیت ما مردم به شعار استقلال هم سوءاستفاده می کنند
مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمانهای موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روسها و انگلیسها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.
نیرویی عظیم با شعار بازگشت به ارزش های انقلاب به صحنه آمده و حالا متهم می شود
اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار میگیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش این است که به قانون و به ارزشهای اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار میگیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من میخواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق میافتد خود را با حفظ ارزشها تغییر دهیم. آن موقع میتوانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده میکنیم نتیجه آن تناقضهایی است که اکنون میبینیم. از یک سو نامههای مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف میفرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام میکنیم و سعی میکنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمیتوانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.
فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، میخواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاههای تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آن کشور را درک میکنیم. این کشور باز خود را بینیاز نمیبیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟
نه ماجرا جویی و ناسزا به دیگران و نه نامه های فدایت شوم برای…
این در حالی است که با آنها نامهنگاری میکنند به ما میگویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما میگوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی اینکه ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمیپذیریم.
جنبش سبز دچار ماجراجویی، افراط و تفریط نخواهد شد
جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که میخواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمیکنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمیشویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچوجه، منافع بیگانگان تعیینکننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.
جنبش سبز ایران مستقل است/ نقل قولی مهم از آخوند خراسانی
جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچوجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمیدهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که میکنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمیکنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال میکند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح میکند و در پاسخ به عدهای که میگویند چرا بعضی از مشروطهطلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، میگوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا میخواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.
هجمه های آنان علیه جنبش سبز و در عین حال آرامش و اعتدال سبز ها
دلیل این که این مسائل امروزه با چنین شدتی مطرح میشود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام میدارم به هیچوجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمیگیرد و براساس منافع ملی حرکت میکند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمهای که به جنبش سبز میشود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمیکند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.
در شرایط فعلی آن چه جوانان میتوانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کردهایم استفاده کند.
حرکت جنبش سبز مسالمتآمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد
جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علیرغم تلخیها، مشکلات، سرمایهای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواریها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.
منافع عدهای در دو قطبی کردن جامعه است تا بهتر مردم را سرکوب کنند
باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمتآمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.متأسفانه منافع عدهای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند.
جنبش سبز با همه دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند
جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.
نهاد های کشور قابل احترامند اما…
نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیتها و تلخیها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است.
۲۲ بهمن از ایام الله است؛ شرکت همراه با همه مردم و با حفظ هویت
حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایامالله است. و میتواند ویژگیهای گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکتها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد
تذکر آخر این که برخورد با حرکتهای مسالمتآمیز مردم به نام اسلام باعث اسلامگریزی میشود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن و بستنها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت میگیرد ضرر آن به اسلام بازمیگردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.
اگر میخواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.
زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیلهای مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاءالله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.
از اقوام و گویش های مختلف نترسیم
هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دورههایی از این مسائل را داشته و بسیار خوشبین هستم که خداوند نتیجه این تلاشها را به ثمر میرساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشهها، از اقوام و از گویشهای مختلف نترسیم.
از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمیبینیم
هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما اینقدر برای این موضوع مسئله ساختهایم. در انتخابات هر جا میرفتیم، میگفتند، اینجا با موضوع زبان اینگونه برخورد کردند.
ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمیبینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگر احمدی نژاد دیگر پشتیبانی نشود همین پارلمان محافظه کار او را به زیر می کشد. بسیاری از گروه های محافظه کار نیز او را قبول ندارند. او با حمایت نیروهای نظامی سر کار مانده است.
حجت الاسلام مهدی کروبی گفت و گویی با هفته نامه آلمانی اشپیگل انجام داده که متن این مصاحبه به شرح زیر است:
اشپیگل: حجت الاسلام کروبی، هفتۀ پیش شما ظاهرا در مصاحبه با یک خبرگزاری نزدیک به حکومت اظهار داشته اید که محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت می شناسید. این موضوع صحت دارد؟
کروبی: در مصاحبه با آن خبرگزاری هم گفتم من این دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم: انتخابات به طرز صحیحی برگزار نشده است. اما خب این دولت دارد هر روز کار انجام می دهد. حتی اگر به وسیلۀ کودتا هم روی کار آمده باشد باز باید برای کارهایی که می کند پاسخگو باشد.
اشپیگل: این صحبت شما پیشنهادی برای سازش تلقی شده است.
کروبی: اظهارات من گامی به عقب نیست، اما گامی به جلو هم نیست. از جانب ما نشانه ای از آمادگی برای سازش وجود ندارد. از جانب طرف مقابل هم چنین آمادگی ای وجود ندارد. اصلا نه در معترضین و نه در حکومت خبری برای سازش نیست.
اشپیگل: خواسته های شما از حکومت برای برون رفت از بحران چیست؟
کروبی: زندانیان سیاسی باید آزاد شوند. ما به آزادی مطبوعات و اجتماعات نیازمندیم. قانون انتخابات باید عوض بشود و انتخابات آزاد برگزار شود. در این صورت دولت کنونی نمی تواند دوام بیاورد و بر سر قدرت بماند.....
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
توقع ما از همه شخصیتهای تأثیرگذار کشور در شرایط کنونی انصاف است. ما از حق و انتخاب مردم دفاع میکنیم. همه ما چنانکه اعلام کردهایم؛ رسیدن به سازوکارهای برگزاری انتخابات بیحرف و حدیث است و اطمینان مردم از تأمین حق خود.ما معتقدیم باید حکومت جلوی فحاشیها و تخریبها و دستگیریها را بگیرد، زندانیانی که نوعاً علاقمند به نظام هستند هرچه زودتر آزاد شوند و در فضایی ملایم تر فشارها از روی رسانههای مستقل برداشته شود.هیچ کس حق مصادره انقلاب به نام خود را ندارد، چه حکومت و چه جریانهای مختلف سیاسی و مردم حق دارند و باید تلاش کنند تا روز به روز بیش از پیش به اهداف انقلاب دست پیدا کنند.
رئیسجمهور سابق کشورمان با انتقاد شدید از پخش گزینشی سخنان امام راحل به مسئولان صدا و سیما یادآور شد که امام خمینی(ره)در همان شرایط جنگ فرمان هشت مادهای را صادر کردند بارها در نفی تحجر سخن گفتند و دستگاهها و نهادها را به رعایت حقوق مردم و احترام به ملت فراخواند و میزان را رای ملت اعلام کردند.
به گزارش دفتر حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، وی در دیدار با مدیر و دبیران سرویسهای خبرگزاری ایلنا ضمن خوشامدگویی و خیرمقدم به دست اندرکاران صدیق و تلاشگر این خبرگزاری که در آستانه هفتمین سال فعالیت خود قرار دارد، دفاع از حقوق مردم و انتقال صحیح و سریع اخبار در عین پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب و اسلام را از خصوصیات این خبرگزاری دانست و پایمردی در این عرصه را با توجه به تنگناهای شدید پیش روی این عزیزان شایان تقدیر دانست.
رئیسجمهور سابق ایران این دیدار صمیمانه را در آستانه دو رویداد مهم، حائز اهمیت خواند و گفت:«اولین رویدار بیست و دوم بهمن ماه است که نقطه عطفی است در تاریخ یکصد و پنجاه ساله آزادی خواهی و استقلال طلبی و عدالتجویی ملت ایران و برای هرکس که به ایران دلبسته است، با هر دین و مذهب و گرایشی که دارد.»
وی افزود:«دارای اهمیت ویژهای است. چرا که مبنای هویت فرهنگی و تاریخی ما دینی و اسلامی است و اسلام پس از ورود به ایران در عرصههای فرهنگی و علمی بسط و گسترش قابل توجهی یافته و با آغوش باز پذیرای شخصیتهای برجسته از سایر فرق و ادیان بوده و از این حیث در میان دوستداران ایران مورد احترام بوده و هست هر چند که در عرصه سیاسی به جهت انحرافات اساسی جهان اسلام با مشکلات بزرگی روبرو بود.ایرانیان علاوه بر دلبستگی و پیروی شیعیان از مکتب اهل بیت همه ایرانیان فارغ از گرایشهای دینی و مذهبی احترام به اهل بیت علیهمالسلام وجه مشترک ایرانیان است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«انقلاب اسلامی ایران به لحاظ مردمی بودن یکی از حوادث بینظیر در تاریخ بشر بود و سبب شد تا ملتی با دست خالی برای کسب حق تعیین سرنوشت خود و ایجاد تغییر به سوی استقرار حق و حرمت و عدالت و پیشرفت و ترقی قیام کنند و با رهبری ممتاز حضرت امام که علاوه بر جنبه های علمی، دینی و سیاسی مظهر آزادگی وعزت و مورد پذیرش آحاد ملت بود به پیروزی برسد.»
خاتمی یادآور شد:«انقلاب اسلامی ایران تداوم خواست تاریخی مردم برای به دست آوردن آزادی، عدالت، پیشرفت و حق حاکمیت بر سرنوشت خود بود که از موضع دین حرکت میکرد؛ انقلابی که به دست مردم پدید آمد و همین مردم آن را حفظ خواهند کرد و هیچ کس حق مصادره انقلاب به نام خود را ندارد، چه حکومت و چه جریانهای مختلف سیاسی و مردم حق دارند و باید تلاش کنند تا روز به روز بیش از پیش به اهداف انقلاب دست پیدا کنند، اگرچه موانع بیرونی و درونی بر سر این راه هست.»
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه «دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ایران به رسمیت شناختن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است»، تصریح کرد:«دستاوردی که با چرخشی صد و هشتاد درجهای در موضع حاکمیت که در تاریخ استبداد زده ما که در آن حاکمان ارباب مردم بودند و فقط از مردم تکلیف میخواستند ایجاد شد و مردم صاحب کشور و حکوم و نظام شناخته شدند. در عرصه حاکمیت هم مردم خواهان معیارهای اسلامی و دینی هستند که با حق حاکمیت بر سرنوشتشان سازگار و بلکه فراخواننده به سوی آن است.»
وی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی مورد نظر که از سوی مردم به عنوان جایگزین نظام شاهنشاهی برگزیده شد، عبارت بود از جمهوری به همان سیاقی که در دنیا شاهد آن بودیم به اضافه وجه اسلامی به همان صورت که در حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام وجود داشت، اسلامی که هم پای عرفان و خدا و اخلاق به عزت و حرمت و حقوق مردم تکیه دارد.»
خاتمی با بیان اینکه «ما باید تلاش کنیم موانع رفع شود و به سمت اهداف انقلاب پیش برویم»، اظهار داشت:« اصلاحات یعنی پذیرش اصول و اصلاح کژیها و انحرافاتی که احیانا پدید میآید و در این راه مبنای حرکت ما قانون اساسی است. قانون اساسی اگرچه امری بشری است، اما اساس حرکت اصلاح طلبانه ما است تحریفی، انحرافی یا تفسیرهایی مغایر با نص قانون اساسی باشد یا در اجرای قانون اساسی مشکلی پیش بیاید باید اصلاح شود و به یاری خداوند همه مردم در راهپیمایی بیست و دوم بهمن ماه با وجه مشترک دفاع از انقلاب وحقوق مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب حضور پیدا خواهند کرد.»......
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 18 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
در شب سرد زمستاني، در حالي که باد مي آمد و باران شيشه هاي پنجره خانه کوچک خاله پيرزن را خيس کرده بود، خاله پيرزن در زير کرسي احتمالاً به قيمت نفت برنت درياي شمال فکر مي کرد و البته زير لب زمزمه مي کرد «تا فصل برف و باده/ هر روز همين بساطه» ناگهان صداي در به گوش رسيد. البته کارشناسان و اهل فن معتقدند استفاده از عبارت «ناگهان» چندان هم درست نيست چراکه اين در زدن و در باز کردن ها کار هر شب پيرزن شده است اما چون کارهاي نادرست ديگر هم به اندازه کافي طي چهار سال و نيم اخير اتفاق مي افتد و تازه با آن پز هم مي دهند(،) پس ايرادي نمي توان گرفت. به هر روي خاله پيرزن رفت دم در و پرسيد کيه؟ طرف گفت من محمود احمدي... خاله پيرزن گفت کسي خونه نيست، اين يک پيام ضبط شده است. لطفاً پيغام بگذاريد.
طرف گفت من محمود احمدي بيغش هستم، خاله پيرزن در را باز کرد. احمدي بيغش گفت؛ موسوي، خاتمي و کروبي جنايتکارند. خاله پيرزن گفت آره ننه جون همه که مثل شماها خوب و درست و مودب و فهميده نيستن. حالا ننه تو چرا اينقدر ناجور آب کشيده شدي؟ با رسايي مي گردي؟، بيغش گفت نه، به خاطر بارونه. اين بارون توطئه مشترک سران فتنه است که تحت نظر سيا مي باره. خاله پيرزن گفت کدوم سيا؟ بيغش گفت ابر سياه، البته همه اينها به يک جاي استکبار وصل هستند،
بعد دوباره يکي ديگر در زد. خاله پيرزن در را باز کرد. پشت در «جبهه اصلاحات» بود. سلام کرد آمد تو و از خاله پيرزن دعوت کرد در 22 بهمن به راهپيمايي بيايد. خاله پيرزن گفت ننه جون ما هر بار مي ريم خيابون، حتي واسه خريد پنير، باتوم مي خوريم. چشم 22 بهمن هم ميايم اما دوستان توجيه شدن که کتک نزنن؟ جبهه اصلاحات جواب داد 22 بهمن متعلق به هيچ جناح خاص يا مشرب به خصوص سياسي نيست. خاله پيرزن گفت حق داري ننه سرما خوردي بيرون، تب داري، نفر بعدي که در زد روزنامه رسالت بود. او قبل از اينکه خاله پيرزن در را باز کند هل داد و آمد داخل، خاله پيرزن پرسيد اين چه جور وارد شدنه؟ طرف گفت مثل اينکه نشناختي من روزنامه رسالتم، خاله پيرزن گفت آها، از اون لحاظ؟، بعد رسالت رفت بالاي کرسي و شروع به سخنراني کرد؛ «قدرت نرم دشمن در 13 آبان، 16 آذر و عاشورا به رخ ملت کشيده شد.» خاله پيرزن که گوش هاش سنگين بود،پرسيد؛به کجا کشيده شد؟
رسالت گفت اولي رخ، دومي ملت. خاله پيرزن گفت شما هم اهل بخيه يي شيطون؟، شطرنج بازي مي کني؟ رسالت مايوس رفت يک گوشه نشست.
بعد باز صداي در بلند شد. خاله پيرزن در را باز کرد. کروبي بود. کروبي گفت ننه جون مرحوم ما آدرس شما رو داده بود. گفت توي شباي باروني اين آدرس به دردت مي خوره. بعد اومد تو و گفت؛ «در آستانه 22 بهمن مي خواهم بگويم انتخابات رياست جمهوري دهم همراه شد با مهندسي آراي مردم.» خاله پيرزن گفت ننه جون من از شما تعجب مي کنم آخه چرا با کارهاي مهندسي مخالفي؟ آخه چرا با امور مهندسي ساز مشکل داري؟ اگر انتخابات رو مدل عملگي انجام مي دادن خوب بود؟ طفلک صادق محصولي اونقدر زحمت کشيد مهندسي کرد شماها به جاي تشکر اين حرفارو مي زنين. الان هم زحمتش ديده نمي شه، خط فقر رو تلاش کرده، رسونده به هفتصد هزار تومن باز کسي اين همه پيشرفت رو نمي بينه
ابراهیم رها
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 18 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
طي حكمي از سوي رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، محمود شاكري به عنوان سرپرست مركز آموزش و پژوهش اين سازمان منصوب شد.
به گزارش ايسنا به نقل از اداره كل روابط عمومي سازمان ثبت، در اين حكم با اشاره به فعاليت در راستاي اهداف و برنامههاي راهبردي سازمان و همگام با خط مشيها و تدابير متخذه، استفاده موثر از منابع و امكانات موجود، اهتمام بر برنامه ريزي در انجام كليه فعاليتها، سازماندهي مناسب نيروي انساني، بهره گيري از فنآوريهاي نوين و تقويت نظارتهاي دقيق و موثر بر حسن جريان امور و عملكرد پرسنل و بكارگيري روشهاي مناسب در جهت اجرا و پيشرفت صحيح برنامهها تاكيد شده است.
شاكري پيش از اين مديركل كاداستر سازمان ثبت اسناد و املاك كشور بوده است
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 18 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

همکار گرامی
با توجه به وضعیت پیش آمده در مجلس و حاد شدن موضوع حذف اسناد خودرو اگر آن همکار محترم مطالعه تطبیقی در خصوص نحوه انتقال خودرو در کشورهای پیشرفته دارید یا امکان تحقیق برایتان میسر است عنایت فرمایید حداکثر تا چهارشنبه همین هفته به کانون سردفتران یا ایمیل حقیر ارسال فرمایید تا بتوان به استناد تفاوت فرهنگها و قوانین موجود رایزنیای نیروی انتظامی و اصرار آنها بر عدم نیاز به تنظیم سند رسمی را خنثی نمود -
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 18 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت

سارقي سريالي که دفترخانه هاي اسناد رسمي را طعمه قرار مي داد، پس از آنکه با دستبرد به 10 دفترخانه به 300 ميليون اموال مسروقه دست يافت، هدف گلوله ماموران قرار گرفت و به دام افتاد.
با تجسس هاي کارآگاهان پليس براي دستگيري اين سارق زماني آغاز شد که صاحبان چند دفترخانه اسناد رسمي در محدوده جنوب شرق تهران مدعي شدند سارقي شبانه به محل کارشان دستبرد زده و مقدار زيادي پول نقد و اسناد مالي و ملکي از آنان ربوده است. دفتر شاکيان در خيابان هاي 17شهريور، پيروزي و شهيد محلاتي قرار داشت و همه آنان اعلام کردند سرقت در ساعات اوليه بامداد رخ داده و سارق محتويات گاوصندوق شان را دزديده است. از آنجا که اظهارات شاکيان تشابه زيادي به يکديگر داشت به دستور سپيدنامه، بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 14، رسيدگي تخصصي به اين ماجرا به کارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهي محول شد. در شرايطي که افسران پليس در حال به دست آوردن اطلاعات دقيق تري از مالباختگان بودند، شاکي ديگري به شمار مالباختگان پيشين افزوده شد. اين شخص نيز که مدير يک دفترخانه در خيابان 17 شهريور بود به ماموران گفت هنگام سرقت يکي از کارمندانش در آنجا حضور داشته و سارق پس از ديدن وي برايش چاقو کشيده و با وي درگير شده اما پس از دقايقي از آنجا گريخته است. چون کارمند دفترخانه چهره سارق شب کار را ديده بود، به پليس آگاهي دعوت شد تا جزييات بيشتري از اين ماجرا را بازگو کند. اين شخص به ماموران گفت؛ «حدود ساعت 30/5 بامداد بود که در دفترخانه باز و مردي ناشناس وارد شد. من که از ديدن او شوکه شده بودم چراغ را روشن کردم. او نيز از حضور من در آنجا غافلگير شده بود. وي برايم چاقو کشيد و مرا تهديد و سپس فرار کرد.» پس از اظهارات اين شاهد آلبوم مجرمان سابقه دار در معرض ديد او قرار گرفت. وي پس از ديدن تصوير صدها نفر از مجرمان سابقه دار عکس تبهکاري فراري به نام باقر را به پليس نشان داد. بنابر اسناد موجود در پرونده باقر او تاکنون هشت مرتبه به اتهام سرقت دستگير و زنداني شده بود. با به دست آمدن نخستين سرنخ از متهم تحت تعقيب تجسس هاي ماموران وارد مرحله تازه يي شد. به گواه اسناد باقر در آخرين دستگيري اش در سال 85 به 214 فقره سرقت اقرار کرده و با قرار وثيقه 400 ميليون توماني روانه زندان شده بود اما توانسته بود وثيقه سنگينش را تامين کند و آزاد شود. سارق حرفه يي پس از آزادي موقت به زندان بازنگشته و اعمال مجرمانه اش را از سر گرفته بود.
با به دست آمدن مجموعه اين اطلاعات کارآگاهان به جست وجوي تمام مکان هايي که گمان مي کردند وي در آنجا پنهان شده، پرداختند. از سوي ديگر ماموران به اطلاعاتي در مورد خودرويي که باقر با آن تردد مي کرد، دست يافتند و از آن پس به رديابي خودروي پژو پارس سفيدرنگ وي پرداختند. مدتي بعد ماموران کلانتري مشيريه که مشغول گشت زني شبانه بودند به يک دستگاه پژو پرشيا سفيدرنگ که مقابل يک دفترخانه پارک شده بود، مشکوک شدند. ماموران که احتمال مي دادند صاحب خودرو همان سارق فراري است در کمين او نشستند اما دقايقي بعد باقر با استفاده از تاريکي شب توانست بار ديگر متواري شود. اين پايان ماجرا نبود و ماموران با بررسي محتويات خودروي به جا مانده از متهم توانستند مخفيگاه وي را در اسلامشهر شناسايي کنند. در جريان عمليات دستگيري باقر همدست وي به نام اسحاق بازداشت اما خود او متواري شد. با فرار باقر تعقيب و گريزي نفسگير آغاز شد. مرد تحت تعقيب تبحر خاصي در رانندگي داشت و پليس را کيلومترها به دنبال خود کشاند. در شرايطي که ماموران از اسلامشهر باقر را تعقيب مي کردند او به قرچک ورامين رسيد و در مکاني خلوت از خودرواش پياده شد و شروع به دويدن کرد و باعث شد ماموران ناگزير به تيراندازي شوند. سرانجام باقر که به دستور ايست پليس بي توجهي کرده بود از ناحيه مچ پا مورد هدف گلوله قرار گرفت و دستگير شد.
پس از مداواي اين تبهکار بازجويي هاي فني از وي آغاز شد. او در اين مرحله از تحقيقات به 10 فقره سرقت اقرار کرد و گفت نقشه هايش را در ساعات پاياني شب و پيش از طلوع خورشيد با باز کردن گاوصندوق اجرا مي کرد و فقط پول، طلا و چک مي دزديد.
سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران با تشريح جزييات اين پرونده ارزش اموالي را که باقر در تازه ترين دستبردهاي سريالي اش به چنگ آورده بيش از 300 ميليون ريال برآورد کرد. وي همچنين از مالباختگاني که با اين شيوه از آنان سرقت شده، دعوت کرد براي پيگيري شکايت خود به پايگاه ششم پليس آگاهي تهران بزرگ در خيابان خاوران يا شعبه اول بازپرسي دادسراي شهيد محلاتي مراجعه کنند.
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در پنجشنبه 15 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
در يک شب سرد زمستاني خاله پيرزن در خانه کوچک خود نشسته بود و داشت لحاف کرسي اش را پينه مي زد، که ديد صداي در مي آيد. او همين طور که زير لب با خود مي گفت کيه توي اين بارون، به سمت در رفت و گفت؛ «کيه کيه در مي زنه، من دلم مي لرزه / درو با لنگر مي زنه، من دلم مي لرزه؟» کسي که پشت در بود، گفت؛ من وزير ارشادم. شما چرا ريتميک حرف مي زني؟ شما چرا با اين لحن مساله دار و منکراتي با من سخن مي گويي؟ اين شعري که خواندي اصلاً مجوز ندارد. متنش هم مجوز داشته باشد، براي اجرا مجوز ندارد. براي کاست هم مجوز داشته باشد، براي اجراي زنده مجوز نداده ايم. به نظر من خانه تو، يکي از ابزار جنگ نرم است.
خاله پيرزن در را باز کرد و حسيني رفت يک گوشه يي نشست. هنوز درست ننشسته بود که دوباره صداي در بلند شد. هرکس پشت در بود خيلي عجله داشت و تندتند در مي زد. خاله پيرزن گفت؛ کيه مگه سر آوردي؟ جواب شنيد؛ من لوگوي روزنامه تهران امروز هستم، خاله پيرزن در را باز کن سريع بيايم تو. تا همين الانش هم به ما مي گفتند يک جور زن به خصوصي هستيم، حالا اين باران هم خيس مان کند لباس ها هم بچسبند به تن مان، ديگر پس فردا معلوم نيست حساب مان با چه کسي باشد؟ خاله پيرزن در را باز کرد، لوگوي تهران امروز آمد تو. بعد خاله پيرزن گفت؛ شيطون رقص باله کجا ياد گرفتي؟، لوگو گفت؛ از معاونت مطبوعاتي ارشاد، محمدعلي توقيف بپرس،
در همين اثني دوباره صداي در به گوش رسيد. خاله پيرزن هم گفت؛ کيه؟ جواب شنيد؛ من محمدرضا حيدري ديپلمات مستعفي ايران در نروژ هستم. خاله پيرزن گفت؛ ننه همين کارها رو مي کني به بقيه هم چيز ياد ميدي. خب اين ميشه که ديپلمات ايران توي ژاپن هم استعفا ميده. نکن ننه اين کارها رو. پس فردا تکذيب مي کنن، ميگن کار داشته مي خواسته بره دست به آب، استعفا داده، دليل ديگه يي هم نداره،
يک دقيقه نگذشته بود که صداي در بلند شد. هنوز خاله پيرزن چيزي نگفته بود که شجوني از پشت در گفت؛ منم شجوني، خاله پيرزن معلوم الحال. من اومدم اين خانه تيمي تو را برملا کنم. تو در انتخابات هم از موسوي حمايت کردي. از چارقد سبز لجني ات پيداست. من شواهدي دارم که خانه تو ستاد موسوي بوده. من توي تلويزيون هم ضمن به رخ کشيدن فصاحت و بلاغتم با گفتن کلماتي مانند خر، احمق، سگ و... شماها را افشا کردم. خاله پيرزن گفت؛ همين کارها تون منو کشته،
بعد از شجوني دوباره صداي در به گوش رسيد يا به عبارت بهتر در شروع به لرزيدن کرد. خاله پيرزن پرسيد؛ کيه؟ حسين رضازاده گفت؛ منم. خاله پيرزن گفت؛ منم کيه؟، رضازاده گفت؛ آهان از اون لحاظ؟،
بعد خودش را معرفي کرد. خاله پيرزن گفت؛ نه ديگه ننه شرمنده، درسته بارون مياد، اما اولاً تو توي خونه من جا نميشي، ثانياً مياي به اينا آمپول مامپول مي زني واسمون دردسر درست مي کني.
همين مونده توي اين سن به من بيان بگن توي اين لوله تست دوپينگ بده، از شماها همين حسيني و شجوني پيش ما هستن بسه.
ابراهیم رها
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در پنجشنبه 15 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
: اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.
حاکمی که به قانون اساسی عمل نکند ظالم است
کروبی در ادامه این بیانیه مردم را به حضور در راهپیمایی روز 22 بهمن دعوت کرد و نوشت: همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. ۲۲ بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است ، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.
استمداد از مراجع تقلید؛ تا دیر نشدده به داد مردم و اسلام برسید
دبیر کل حزب اعتماد ملی افزود: در حالی به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت ۲۵ خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.
تبعیض و فساد دولتی علیرغم شعار عدالت و مهرورزی
بیانیه در ادامه می افزاید: در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای “فتنه” و عده ای دیگر “بحران” و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار “عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا” نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.
راهکارها
کروبی نوشت: متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:
• بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.
• تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.
• آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی
• فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد
• فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.
هشدار نسبت به حضور نفوذی ها در جنبش سبز ملت
و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند.
من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای سوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟
فصل مشترک جنبش سبز و هشدار نسبت به طرح مباحث انحرافی
در آخرکروبی می افزاید که لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در پنجشنبه 15 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
در جمهوری اسلامی با قرائت امام نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند.
آیت الله بیات زنجانی در رابطه با مفهوم محاربه تصریح کرد آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
آیت الله بیات زنجانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران شاخصه حکومت دینی را سوال بدون دغدغه مردم از حکومت یا نهی منکر دانست و تاکید کرد که عدم رعایت این خصوصیت در جامعه نتیجه ای به جز یک جامعه مرده نخواهد داشت.
به گزارش سایت رسمی آیت الله بیات زنجانی، وی در ادامه بر قرائت امام خمینی در مورد جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: در جمهوری اسلامی با قرائت امام، مجلس در رأس امور است. در آن قرائت، میزان رأی ملت است. در آن قرائت نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند. در آن نگاه نمایندگان مردم حق تحقیق و تفحص در همۀ مسائل کشور را دارند. در آن قرائت، سئوال و حتی شکایت از امام هم جرم نیست، کما اینکه چنین هم شد. در جمهوری اسلامی که ما می گوئیم، فرد پرسش کننده آزاد است که پرسش خود را طرح کند و به واسطه یک سئوال و یا یک نقد و یا حتی اعتراض، لقب محارب به او داده نمیشود.
آیت الله بیات در تعریف فقهی محارب و محاربه اظهار داشت: کسی را در فقه محارب می نامند که با دست بردن به اسلحه، برای ارعاب مردم اقدام کند. این نمیشود که من عندی و از جانب خود بیائیم و یک تعریف جدید برای محارب بگذاریم و هر کسی که ما را مورد نقد و اعتراض قرار داد، او را با این عنوان خطاب کنیم. با این تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
در مورد همین بحث محاربه افزود: اگر کمی دقّت شود، گویندگانی که این و آن را به این عناوین متهم میکنند قطعاً از دو حال خارج نیستند. یا به مبانی دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی، برداشت درستی از آن نداشتهاند و برداشت غلط خود را با پیگیری هدف خاصی، به عنوان دین معرفی میکنند در حالی که دین و مفاهیم آن، با برخی تعاریف اینها هزاران فرسنگ فاصله دارد.
ایشان با ذکر خاطرهای از دوران نمایندگی مجلس در رابطه با مفسدان و محتکران اقتصادی که اقتصاد کشور را مختل می کنند به نظر حضرت امام اشاره کرد که حضرت امام با نظر فقهی خود پیرامون اینکه این افراد را محارب نمیدانم، قضیه را فیصله دادند.
وی تصریح کرد که محارب، تعریف دارد و نمیتوان هر کسی را محارب و هر عملی را محاربه خواند. خونی که به ناحق ریخته شود، عرش خداوند را به لرزه در آورده و نالۀ ملائکة الله را موجب میشود.
این مرجع تقلید با انتقاد از مشابه سازی های تاریخی تاکیدکرد که دین و مفاهیم دینی به خصوص در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، فقط از حوزههای مستقل علمیه بر میآید و آنهائی که تریبونهای رسمی را محلی برای ارعاب و تهدید و با کمال تأسف محلی برای ارائۀ تعریفهای ناصحیح و منعندی از فقه شیعه قرار دادهاند، با دین علوی و محمّدی فاصله دارند و بیشتر برداشتهای غلط خود از این مفاهیم را به خورد جامعه میدهند.
پاسخ آیت الله ناصر مکارم شیرازی
آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای خبرنگار "درداخل ایران" درباره جویا شدن نظریه ایشان در مورد "حکم شرعی محاربه" پاسخ دادند که " ریشه اصلی حکم محاربه آیه شریفه ۳۳ سوره مبارکه «مائده» می باشد. محارب کسی است که اسلحه روی مردم بکشد و محیط را ناامن کند."
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در پنجشنبه 15 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است ولی الان چنین اعتقادی نداریم/ امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد/امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند/شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم/ از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم/ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند/اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است/همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است/حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است.
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.
به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.
مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:
در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟
در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.
بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.
می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟
رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود.....
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در چهارشنبه 14 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
جلال کارش نصب آنتن ماهواره بود. چند بار هم دستگير شده و برده بودنش نيروي انتظامي. جريمه، بازداشت و زنداني شده بود. وقتي از زندان آزاد مي شد تا مدتي سر به راه بود. اما چيزي نمي گذشت که دوباره روز از نو روزي از نو. وقتي کمي سر به راه مي شد رفقاي دوره کودکي اش که اغلب بچه مسجدي ها بودند مي بردندش مسجد و نماز مي خواند. چون خلاف نمي کرد از اين و آن پول قرض مي گرفت و پس نمي داد. همه چک هايش برگشت مي خورد. صاحبان چک مي آمدند دم مغازه فکسني اش کتکش مي زدند و وقتي مي ديدند آه در بساط ندارد تهديدش مي کردند و از سر ناچاري بهش فرصت مي دادند تا قرضش را بدهد. اما جلال همين موقع سوار موتورش مي شد و عشق دنيا را مي کرد. با رفقا مي رفت فرحزاد کباب مي خورد. مي رفت خانه آنها تا صبح تخته نرد مي زد و اغلب دوروبري هايش سرکارش مي گذاشتند و مي خنديدند اما او بيدي نبود که به اين بادها بلرزد. با اينکه سني نداشت اما شبيه پيرمردها بود. موهايش يکدست سفيد شده بود و کمرش قوز داشت و جناق سينه اش تو رفته بود. وقتي هم بچه بود باز شبيه پيرمردها بود. لب هايش يک نخ نازک بود که بيش از اندازه کشيده بود و شده بود شبيه دلقک ها؛ «جلال دلقک»، در اين هير و ويري جلال دو تا زن گرفته بود. يکي از آنها فاميل شان بود که وقتي 22 سالش بود با او ازدواج کرده بود و يکي ديگر را هم يک سال پيش يعني در 28سالگي گرفته بود. زن هايش با اينکه مي دانستند او دوزنه است اما عاشقش بودند. بگذريم از بعضي وقت ها که دعوايشان مي شد و تلافي اش را سر او درمي آوردند و هر دو راهش نمي دادند و جلال هم از خدا خواسته خراب مي شد خانه رفقا و تا صبح حال مي کرد. همه با اينکه مي دانستند اگر به جلال پول قرض بدهند او پس نمي دهد اما باز وقتي مي گفت؛ «به فاطمه زهرا ميدم» بهش قرض مي دادند. بعضي ها با زور ازش پس مي گرفتند و بعضي ها سر فروش وسايل دست دوم صوتي يا تعمير لوازم خانگي با او بي حساب مي شدند. جلال هيچ وقت در نمي ماند و کمتر پيش مي آمد خرج خانه اش را درنياورد. عاشق بچه هايش بود. يک دختر از زن اولش و يک پسر از زن دومش داشت. بچه هايش هر چه اراده مي کردند برايشان مي خريد. نداشت قرض مي کرد، قرض نمي دادند، سر بچه هايش کلاه مي گذاشت.
دو تا تردستي مي کرد و بچه هايش مي گفتند؛ «بابا، بابا چه جوري اين کارو کردي؟» و او مي گفت؛ «مي گم به شرطي که گير ندي دوچرخه بخر.» از اين ترفند بيشتر براي پسرش استفاده مي کرد. دخترش را جور ديگر خر مي کرد؛ «عزيز بابا کيه؟» و دخترک مي گفت؛ «من.» مي گفت؛ «خوشگل بابا کيه؟» دختر مي گفت؛ «من.» و وقتي مي ديد فرصت مناسب است مي گفت؛ «دختر عاقل بابا کيه؟» دخترک مي گفت؛ «من.» چون دخترها از پسرها زودتر خر مي شوند، جلال کار سختي پيش رو نداشت. چند ماهي که جلال زاهد و عابد مي شد، يک تسبيح هم دستش مي گرفت ولي ذکر نمي گفت. آنها را دانه دانه مي شمرد مي انداخت يا گاه تابش مي داد. ولي تقوايش زياد دوام نمي آورد و چون مخارج دو خانوار سنگين بود، باز با ترس و لرز مي رفت سراغ نصب آنتن ماهواره. مدتي کار مي کرد و دوباره دستگير مي شد و باز روز از نو و روزي از نو. اگر برادر کوچک جلال سر تعميرگاه نمي ايستاد، کارش خراب تر هم مي شد اما برادر کوچک تر را با زبان پشت پيشخوان گذاشته بود و مي گفت؛ «جمال وايسا، واسه خودت کار کن، مثل من نشي.» اما هر عصر مي آمد دخل را خالي مي کرد و مي گفت؛ «خداييش اگه اين يه برادرو نداشتم زندگيم جهنم بود.» جلال پرسپوليسي تير بود. يک روز که با دو تا از دوست هايش رفته بودند بازي استقلال و پرسپوليس، موقع برگشتن با هونداي 125 قرمزش نرسيده به ميدان آزادي تصادف کرد و يک هفته توي کما بود. مادر پيرش دعا مي کرد؛ «خدايا جلالمو بهم بده.» ولي وقتي جلال به زندگي برگشت هر کدام از زن هايش مي گفتند؛ «دعاهاي ما اونو برگردوند.» هر چه بود، جلال برگشت و تا چشم باز کرد، گفت؛ «من کجام.» هيچ کس را نمي شناخت و هيچ چيز، هيچ چيز حتي خودش را به ياد نمي آورد. دکترها گفتند؛ «حافظه ش برمي گرده.» مادر جلال گفت؛ «کي؟»
دکترها گفتند؛ «خدا مي دونه.» جلال را بردند خانه. يک هفته خانه مادرش بود. مادرش سعي مي کرد از او پسري بسازد که آرزويش را داشته، تا گذشته اش را جبران کند. زن هايش مي خواستند از او شوهري بسازند که هميشه از زماني که دختر بودند در رويايشان بود. رفقاي مسجدي دورش را گرفتند تا او دوباره به کارهاي خلاف برنگردد و دوستانش تلاش مي کردند او را سر کار بگذارند تا شايد حافظه اش برگردد تا با هم تخته بزنند و بروند فرحزاد. پسرش حرف نمي زد. دخترش مي نشست روي پايش و مي گفت؛ «عزيز بابا کيه؟» و وقتي جوابي نمي شنيد، مي گفت؛ «من.» مي گفت؛ «خوشگل بابا کيه؟» و وقتي جوابي نمي شنيد، مي گفت؛ «من.» بعد مي گفت؛ «عاقل بابا کيه؟» مي گفت؛ «من.» اين وقت بود که چند قطره اشک گونه هاي جلال دلقک را خيس مي کرد. برادر کوچک ترش مي گفت؛ «اين حرومزاده همه چيزو مي فهمه همه رو گذاشته سر کار.»
احمد غلامی
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
اسلامی که در جمهوری اسلامی آمده، اسلامی نیست که حق مردم را نشناسد؛آزادیهای مردم را به رسمیت نشناسد و عدالت را نخواهد و این اسلام هیچ سنخیتی با اسلام انقلاب اسلامی ندارد.ما نیز از انقلاب دفاع میکنیم و اگر اعتراض و حرف داریم میگوییم بگذارید حرفمان را بزنیم.مگرمیشود مردم حاکمیت داشته باشند ولی حکومت برخاسته ازاراده و خرد جمعی نباشد؟ به همین دلیل هم برای ما انتخابات حیاتی و مهم است اگر حساسیت روی آن نشان میدهیم.باید اجازه داد در فضایی آرام و مدنی مردم بیایند و معلوم شود خواستهای اساسی و گرایشهای مردم به کدام سو است؟ و مهمتر از اینها انتخابات است که باید آزاد، سالم و اطمینان بخش باشد.چقدر خوب بود همه عزیزانی که امروز در زندان هستند در جمع ما بودند و همه با هم در راهپیمایی 22 بهمن شرکت می کردیم.
:رئیس دولت اصلاحات با گرامیداشت آغاز دهه فجر، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی را جمهوری اسلامی دانست و گفت:گرامیداشت سی و یکمین سالگرد انقلاب متعلق به جناح و بخش خاصی از جامعه نیست.
سید محمد خاتمی در آستانه دهه مبارک فجر در جمع اعضای شورای مرکزی خانه احزاب اظهار داشت:« در آستانه سالروز حادثهای بزرگ در تاریخ هستیم، حادثهای بینظیر از لحاظ مردمی بودن و نیز از نظر اهدافی که انقلاب ما داشت هم به جهت برخورداری از رهبری ممتازو انقلاب اسلامی تحولی بزرگ در زندگی ایرانیان ایجاد کرد.»
وی افزود:« مبدا هویت انقلابی، اسلامی، ملی و انسانی همه ما انقلاب اسلامی است.»
رئیس دولت اصلاحات گفت:درایران انقلاب مردمی بزرگی با هدف تغییرات اساسی در جامعه رخ داد ولی قربانیان و هزینه فراوانی هم داشت.»
سید محمد خاتمی تصریح کرد:«انشالله امسال نیز مردم با هر گرایش و موقعیتی، دارند سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی خواهند داشت و باید توجه داشت که این امر متعلق به یک جناح و بخش خاصی از جامعه نیست.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه«دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی بود»، گفت:« در آن زمان جمهوری اسلامی مطرح شد و مورد تائید و حمایت مردم قرار گرفت نه حکومت اسلامی که این خود نکته مهمی است؛البته بنده اینکه برخی حکومت اسلامی را مقابل جمهوری اسلامی قرار میدهند، یک جسارت میدانم......
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی صبح امروز در سالروز ورود امام خمینی (س) به میهن اسلامی، با حضور در منزل دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی، دیدار و از حال آنان تفقد کرد.

نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
محمدعلی توقیف (رامین سابق) از چهرههای درخشان محسوب میشود، کلا! طوری که در بسیاری مواقع رسما برق میزند!
نامبرده (یک جور فحش نیست، منظور محمدعلی توقیف است) بین سالهای 53 تا 73 در کشور آلمان مشغول مبارزه و تلاش بوده بدفرم. آگاهان معتقدند او در سال 57 سه مرتبه در آپارتمانش در کشور آلمان – دو مرتبه زیر پتو و یک بار دم دستشویی – با صدایی نسبتا بلند گفته: مرگ بر شاه. که این هم از اهم سوابق مبارزاتی و انقلابی اوست.
وی (این هم فحش نیست، کماکان منظور محمدعلی توقیف است) طی سالهای 59 تا 67 که ایران درگیر جنگ با عراق بود از رزمندگان پرتلاش هامبورگ، مونیخ، کلن و سایر نواحی مرزی محسوب میشد. خاکریزهایی فتح کرد که نگو، همه دوبلکس. دشمنانی را شکست داد که نگو، همه خوش هیکل، خوشگل وبور! میگویند حاتمیکیا در فیلم »ازکرخه تا راین» که جزو فیلمهای دفاع مقدس است، بخش «راین» را کلا از این رزمنده پرتلاش الهام گرفته است.
او در کنار قهرمانانی مانند کارل هاینس رومینیگه، از چهرههای بنام جنگ و جبهه محسوب میشد. عدهای حتی معتقدند پیروزی شکوهمند تیم هامبورگ در سال 1983 به خاطر مجاهدتهای او بوده. به او در این سالها «محمدعلی روبش» میگفتند. زبانشناسان معتقدند آلمانیها زبانشان نمیچرخیده به او بگویند محمدعلی، از این رو او را «هورست» صدا میزدهاند!
طی این سالها او مقابله، مجادله، برخورد و اصطکاک فراوانی با آلمانیهای نامرد داشت. چراکه آنها قصد داشتند سالها بعد دو تا کارمند سفارتشان در تهران را برای اغتشاشهای خیابانی به کار گیرند و با مشاورین میرحسین هم صبح به صبح کلهپاچه میخورند! به هر روی آثار این جانفشانی، برخورد و تماسهای فراوان هنوز در محمدعلی توقیف باقیست چرا که نامبرده موهایی طلایی و بور دارد!
محمدعلی توقیف در دولت احمدینژاد افتخار بزرگی برای کشور آفرید و تعدادی از نئونازیها را به شکل رسمی به مملکت دعوت کرد! بعد در دولت بعد از نهم در راستای رشادتهای همیشگی این بار در معاونت مطبوعاتی ارشاد، چنان همه چیز را شخم زد که محمدعلی توقیف لقب گرفت! احساس مهم بودن میکند وگرنه در موردش میشد سه جلد کتاب طنز نوشت.
ابراهیم رها
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
هرگاه فردی که سند مالکيت ملکی بنام او صادر و تسليم شده فوت نمايد وراث او می توانند با ارائه مدارک زير:
الف - تقاضای صدور سند مالکيت
ب - گواهی حصر وراثت
ج - فرم 19 مالياتی
د - اصل سند مالکيت مورث
از اداره ثبت محل وقوع ملک درخواست صدور سند مالکيت نسبت به سهم الارث خود را بنمايند.
توضيح:
1- حصر وراثت حکمی است که بعد از فوت مورث حسب تقاضای احد يا تمامی ورثه بعد از طی تشريفات قانونی لازم از طرف مرجع قضائی صالحه (دادگاه حقوقی) صادر می شود و در آن ضمن اشاره به فوت مورث و تاريخ و محل آن تعداد و مشخصات کامل ورثه متوفی اعم از همسر و پسر و دختر و غيره در آن به وضوح قيد و نيز ميزان سهم الارث آنها برطبق قانون ارث تعيين می شود.
2- فرم 19 مالياتی گواهی است که از طرف اداره امور اقتصادی و دارائی محل صادر می شود و دلالت بر وصول ماليات بر ارث از ورثه و عدم بدهی مالياتی آنان می نمايد که در گواهی مذکور مشخصات ملکی که ورثه قصد دريافت سند آن را بنام خود دارند بايد قيد شده باشد بعد از تحويل مدارک يادشده به ثبت محل مسئول اداره دستور ثبت تقاضا را در دفتر انديکاتور می دهد و سوابق و مدارک ابرازی را جهت بررسی و اقدام به دفتر املاک ارجاع نموده و تاريخ مراجعه بعدی متقاضی يا متقاضيان را تعيين و به آنها اعلام می نمايد. تقاضا پس از ثبت در دفتر انديکاتور همراه با ضمائم جهت ضميمه نمودن پرونده به بايگانی ارسال می شود در بايگانی پرونده از رديف خود خارج و به پيوست تقاضا و ضمائم جهت اقدام به دفتر املاک ارسال می گردد. متصدی دفتر املاک پس از بررسی سوابق و احراز انحصار وراثت و سمت ورثه نسبت به مورث خلاصه مفاد و شماره گواهی نامه حصر وراثت را در ستون ملاحظات ثبت دفتر املاک مربوطه قيد و در زير ثبت اوليه ملک بنام وراث نسبت به سهام آنها برطبق ماده 105 آئيننامه قانون ثبت، ثبت می نمايد. آنگاه برطبق ماده 121 آئيننامه قانون ثبت برای هر يک از ورثه يک پيش نويس سند مالکيت تهيه وحدود کليه ملک را در يکی از آنها قيد و در بقيه اشاره به پيش نويس مزبور می نمايد و به همين ترتيب در دفتر املاک ثبت و در زير هر سهم اشاره به ثبت و صفحه ای حدود کلی در آن نوشته شده می کند و پس از گواهی دفتر بازداشتی پرونده را جهت امضاء نزد مسئول مربوطه ارسال می دارد. مسئول مربوطه بعد از بررسی و کنترل و ملاحظه سوابق پيش نويس اسناد مالکيت ورثه را امضاء و دستور تحرير اسناد مالکيت جديدمشاعی و ابطال سند مالکيت اوليه را صادر می نمايد. متصدی دفتر املاک حسب دستور مسئول مربوطه اسناد مالکيت جديد مشاعی را تحرير و سند مالکيت مورث را باطل و ضميمه پرونده می نمايد. در وقت مراجعه متقاضی پرونده جهت پرداخت بهاء دفترچه اسناد مالکيت به حسابداری ارجاع می شود متقاضی يا متقاضيان بهاء دفترچه اسناد مالکيت را به حساب درآمد ثبت طبق فيش صادره از حسابداری نزد بانک ملی مربوطه واريز و نسخ لازم را به ثبت تسليم می دارند. آنگاه پرونده همراه با دفاتر املاک مربوطه جهت امضاء ثبت دفاتر املاک و اسناد مالکيت تحرير شده نزد مسئول مربوطه ارسال می شود و او بعد از بررسی اجمالی آنها را امضاء می نمايد. سپس پرونده جهت تسليم اسناد به ورثه به بايگانی ارسال و در آنجا به شرحی که قبلا توضيح داده شد اسناد بعد از نخ کشی و پلمپ و ثبت در دفتر تسليم سند در قبال اخذ رسيد و پس از احراز هويت به ورثه تحويل می گردد و پرونده در رديف مربوطه ضبط می شود.
تذکرات:
1- در صورتيکه تاريخ فوت مورث قبل از سال 1346 باشد نيازی ب-ه مطالبه فرم 19 مالياتی نيست.
2- چنانچه وراث گواهی معتبر مبنی بر پرداخت سهم الارث زوج-ه متوفی را ارائه نمايند سند مالکيت بدون استثناء سهم الارث زوجه بنام کليه ورثه با توجه به گواهی حصر وراثت و يا توافق نامه رسمی مستند به حصر وراثت صادر می شود درغيراينصورت با اقرار ورثه مبنی برعدم توانائ-ی پرداخت سهم الارث زوج-ه نسبت به سهم زوجه سند صادر و تسليم خواهدشد.
3- هرگاه بعضی از ورثه با تسليم رونوشت گواهی حصر وراثت و سای-ر مدارک ضروری تقاضای صدور سند مالکيت سهمی خود از ماترک مورث را بنمايند و اعلام دارند که سند مالکيت مورث نزد احدی از ورثه يا شخص ديگری است که از ابراز و تسليم به وراث يا اداره ثبت امتناع می نمايد اداره ثبت مکلف است به شخص يادشده اخطار نمايد که ظرف ده روز از تاريخ رويت اخطار سند را به ثبت محل تحويل دهد در صورت ارائه طبق روش ذکر شده سند مالکيت بنام ورثه صادر می شود و درغير اين صورت مراتب يکبار در يکی از روزنامه های کثيرالانتشار آگهی می گردد تا دارنده سند آن را به اداره ثبت تحويل دهد و چنانچه ظرف مهلت مقرر در آگهی سند را ارائه ننمود سند مالکيت جديد بنام ورثه با رعايت ساير مقررات صادر و مراتب ابطال سند مالکيت اوليه مورث به دفاتر اسناد رسمی بخشنامه و در آن تصريح می شود که هر موقع سند مورث به دفترخانه ارائه شد آن را اخذ و برای اقدام به اداره ثبت ارسال دارند. (تبصره 3 ذيل اصلاح تبصره يک ماده 120 آئيننامه قانون ثبت املاک).
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
| ||
|
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در دوشنبه 12 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
میر حسين موسوي و مهدي كروبي روز شنبه پس از ديدار با يكديگر، در باره ي اعدام روز پنجشنبه ي دو تن از مخالفان نظام ، موضع گيري كرده و ادعا نموده اند كه اين اقدام قوه قضاييه براي جلوگيري از حضور مردم در راه پيمايي 22 بهمن صورت گرفته است .
سایت رسمی حزب اعتماد ملی گزارش داده است که موسوی و کروبی با اشاره به پرونده کسانی که اعدام شدند گفته اند : "به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماه ها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است . به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم ! جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است" .
اين دو معترض انتخابات دهم توضيح نداده اند كه اعدام اين دو مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران چگونه همه ي مردم ايران را مي ترساند و آنان را از حضور پرشكوه در مراسم راهپيمايي 22 بهمن براي دفاع از انقلاب اسلامي و نظامي كه يادگار امام خميني(ره) باز مي دارد.
موسوی و کروبی همچنين گفته اند كه " بازداشت های گسترده فعالان سیاسی ، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد" .
کروبی و موسوی با اشاره به خطبه های آيت الله احمد جنتی در نماز جمعه این هفته ضمن ابراز تاسف از بیان چنین مسائلی گفته اند : "متاسفانه به جای آن که از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطیب نماز جمعه با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد ، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند . و این جای بسی تاسف است که تریبون نماز جمعه به جایگاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهروندان تبدیل شده است" .
جای شگفتی دارد که در حالي كه نظر آيت الله جنتي ، قاعدتا لزوم اعدام آشوبگران بوده است ، آقايان موسوي و كروبي ، اين نظر آقاي جنتي را حمل به "اعدام شهروندان" كرده اند .
موسوی و کروبی تنها راه "خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات ، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانسته و ادعا کرده اند كه " اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود" .
کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایرات است دانسته و افزوده اند : "به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد" .
آقایان کروبی و موسوی همچنين ازمردم ايران دعوت کرده اند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند اما مشخص نكرده اند كه منظورشان از "مردم" ، همه ي ملت ايران است يا جمعیت معترضان که به تصور آقایان ، حاکمیت قصد ممانعت از حضورشان در راه پیمایی را دارد.
همچنین ، در سایت های نزدیک به آقایان موسوی و کروبی ، خبری در مورد سفارش آنان به جمعیت هوادار خویش برای مقابله با اقدامات آشوبگرانه ی احتمالی برخی فرصت طلبان منتشر نشده است.
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 11 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
احمد تویسركانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور با توجه به تاثیرگذاری و نقش بسزای این سازمان در نظم اقتصادی و اجتماعی جامعه گفت: در هر سازمانی توجه به امكانات و حساسیت ها به منظور پیشرفت و مقابله با مشكلات و موانع اجتناب ناپذیر است.
به گزارش روز چهارشنبه اداره كل روابط عمومی سازمان ثبت، احمد تویسركانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور در جلسه شورای سیاستگذاری این سازمان گفت: سازمان ثبت به عنوان یكی از نهادهای حاكمیتی كشور، نقش و تاثیر بسزایی در نظم اقتصادی و اجتماعی جامعه ایفا می كند.
معاون قوه قضائیه با اشاره به توجه ویژه مدیران به امكانات و حساسیت ها در مقابله با مشكلات و همچنین پیشرفت در جهت تسریع و تسهیل امور مردم افزود: تاكنون در این سازمان زحمات زیادی كشیده شده است اما همچنان به نقطه مطلوبی كه مردم انتظار دارند نرسیده ایم.
وی با اشاره به توجه مدیران این سازمان به خروجی فرآیندها و عملكردها اظهار داشت: خروجی اصلی سازمان ثبت ایجاد اعتماد و رضایت مردم از این دستگاه حاكمیتی و حساس است و با توجه به اینكه این سازمان یكی از پر مراجعه ترین دستگاه های كشور است، ارائه خدمات صحیح به مردم، ضامن تحقق و جلب اعتماد آنان به این سازمان است.
رئیس سازمان ثبت اظهار داشت: در برخی بخش های این سازمان باید مهندسی جدیدی از فرآیندها در وظایف و ماموریت ها داشته باشیم كه بخشی از این بازمهندسی در جهت استفاده از نوآوری هایی باشد كه جامعه نیازمند آن است و بخشی دیگر با استفاده از مطالعات تطبیقی میسر خواهد بود.
تویسركانی ادامه داد: چهره این سازمان باید به گونه ای باشد كه تلاش مضاعف مدیران این مجموعه را نمایان كند.
گفتنی است در این جلسه سیدعلیرضا میرشریفی، دادیار دادسرای دیوانعالی كشور به عنوان معاون جدید امور اسناد سازمان معرفی و از خدمات حجت الاسلام و المسلمین موسی احمدی، معاون پیشین امور اسناد قدردانی شد.
همچنین تویسركانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور با توجه به پایان ماموریت محمدمهدی خشنودی، مشاور رئیس سازمان و مدیركل حوزه ریاست و دبیرخانه در این سازمان، با اهدا لوح تقدیر از وی قدردانی كرد
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در یکشنبه 11 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
سایت الف نوشت: صحبتهاي ضدونقيض مقامات دولتي درباره نحوه خوشه بندي و پرداخت نقدي يارانه ها، از يكسو باعث نگراني و تشويش خاطر برخي هموطنان شده و از سوي ديگر دستمايه ساختن انواع لطيفه و پيامك توسط هموطنان خوش ذوق را فراهم آورده است.
به گزارش الف، برخي از اين پيامك ها كه اين روز ها توسط پيامك مبادله مي شود و نقل محافل شده به شرح زير اند:
در مراسم خواستگاري
مادر دختر: خوب آقا زاده به سلامتي تو خوشه چندن؟
مادر پسر: راستش اس ام اس زده گفتن خوشه3 ولي قراره اعتراض كنه بذارنش تو خوشه2
مادر دختر: ما اصلا رسم نداريم داماد تو خوشه پايين تر از سه باشه، از الان گفته باشم...
درصف نانوايي
مشتري به شاطر: خدا بهت بركت بده شاطر!
شاطر: دعا كن تو خوشه يك بذارنم.
در اداره
كارمند خوش شانس به همكاران: آقايون خوشه سومي، حاجي تون تو خوشه يك رفته، خلاصه تعارف نكنين، پول مول خواستين درخدمتيم.
در آرايشگاه زنانه
شمسي خانم: شوهرم به اداره آمار اس ام اس زده، گفتن شما تو خوشه چهارين!
فخري خانم: اين كه چيزي نيس. شوهر من اس ام اس زده به اداره آمار كه اگه واسه يارانه پول كم آوردين، عددشو بفرستين تا چكشو بكشم!
در پياده رو
دستفروش: كوپن، بن كارمندي، عكس، پاسور، خوشه ...
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در جمعه 9 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
طی حکمی از سوی دکتر تویسرکانی معاون رئیس قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد واملاک کشور، سید علیرضا میرشریفی به عنوان معاون امور اسناد این سازمان منصوب شد.
به نقل از اداره کل روابط عمومی در این حکم با اشاره به سرلوحه قرار دادن رهنمودهای مقام معظم رهبری، اهداف کلان قوه قضائیه و برنامه های راهبردی سازمان بر بهره گیری موثر از منابع و امکانات تحت اختیار در چارچوب قوانین و مقررات جاری، زمینه سازی لازم جهت ارایه خدمات مطلوب توام با سرعت و دقت به متقاضیان تاکید شده است.
اهتمام جدی در ارتقاء سلامت اداری در حوزه ماموریت، استفاده موثر از روش های نوین و فنآوریهای روز در جهت بهبود کیفیت عملکردها و سهولت و سرعت عمل در ارایه خدمات ثبتی، گسترش خدمات ثبتی در بخش اسناد، توسعه نظام مالکیت معنوی در کشور و صیانت از حقوق مالکیت ملی در مجامع بین المللی، توسعه نظارت کارآمد بر دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و تلاش در جهت اصلاح شیوه های خدمات رسانی دفاتر مذکور، تلاش در جهت اصلاح و روز آمد کردن قوانین و مقررات بخش های مربوط، مهندسی مجدد فرآیندها در بخش امور اسناد و سردفتران، ثبت شرکتها و مالکیت معنوی و برون سپاری و کاهش امور غیر حاکمیتی در سازمان از دیگر مواردی است که رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور بر آنها تاکید کرده است
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در جمعه 9 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
احمد تویسرکانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با توجه به تاثیرگذاری و نقش بسزای این سازمان در نظم اقتصادی و اجتماعی جامعه گفت: در هر سازمانی توجه به امکانات و حساسیت ها به منظور پیشرفت و مقابله با مشکلات و موانع اجتناب ناپذیر است.
به گزارش روز چهارشنبه اداره کل روابط عمومی سازمان ثبت، احمد تویسرکانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در جلسه شورای سیاستگذاری این سازمان گفت: سازمان ثبت به عنوان یکی از نهادهای حاکمیتی کشور، نقش و تاثیر بسزایی در نظم اقتصادی و اجتماعی جامعه ایفا می کند.
معاون قوه قضائیه با اشاره به توجه ویژه مدیران به امکانات و حساسیت ها در مقابله با مشکلات و همچنین پیشرفت در جهت تسریع و تسهیل امور مردم افزود: تاکنون در این سازمان زحمات زیادی کشیده شده است اما همچنان به نقطه مطلوبی که مردم انتظار دارند نرسیده ایم.
وی با اشاره به توجه مدیران این سازمان به خروجی فرآیندها و عملکردها اظهار داشت: خروجی اصلی سازمان ثبت ایجاد اعتماد و رضایت مردم از این دستگاه حاکمیتی و حساس است و با توجه به اینکه این سازمان یکی از پر مراجعه ترین دستگاه های کشور است، ارائه خدمات صحیح به مردم، ضامن تحقق و جلب اعتماد آنان به این سازمان است.
رئیس سازمان ثبت اظهار داشت: در برخی بخش های این سازمان باید مهندسی جدیدی از فرآیندها در وظایف و ماموریت ها داشته باشیم که بخشی از این بازمهندسی در جهت استفاده از نوآوری هایی باشد که جامعه نیازمند آن است و بخشی دیگر با استفاده از مطالعات تطبیقی میسر خواهد بود.
تویسرکانی ادامه داد: چهره این سازمان باید به گونه ای باشد که تلاش مضاعف مدیران این مجموعه را نمایان کند.
گفتنی است در این جلسه سیدعلیرضا میرشریفی، دادیار دادسرای دیوانعالی کشور به عنوان معاون جدید امور اسناد سازمان معرفی و از خدمات حجت الاسلام و المسلمین موسی احمدی، معاون پیشین امور اسناد قدردانی شد.
همچنین تویسرکانی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با توجه به پایان ماموریت محمدمهدی خشنودی، مشاور رئیس سازمان و مدیرکل حوزه ریاست و دبیرخانه در این سازمان، با اهدا لوح تقدیر از وی قدردانی کرد
نوشته شده توسط آمیرزا کاتب در جمعه 9 بهمن1388 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
رییس سازمان ثبت بر لزوم حرکت با برنامه ریزی با حضور افراد فرهیخته در صنف سردفتران تاکید کرد
ر ییس کانون سردفتران خطاب به رییس ثبت: اجازه ندهید سردفتران با دغدغه نان از وظایف قانونی خود غافل بم
مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در
کروبی :در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت می کنم/شعارها ساختارشکنانه نباشد
خاتمی :انقلاب اسلامی ایران تداوم خواست تاریخی مردم برای به دست آوردن آزادی، عدالت، پیشرفت و حق حاکمی
100 سالگی فوتبال ایران
متن کامل نامه سيدحسن خميني به ضرغامی
مهمان هاي ناخوانده
انتصاب سرپرست مركز آموزش و پژوهش سازمان ثبت اسناد و املاك كشور
قابل توجه همکاران سردفتر
درباره وبلاگ

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر
ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!
آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر!
از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر!
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا، مثل کودکی بگیر
با خودت ببر، خسته ام از این کویر!
____________
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
______________
موضوعاتی در ارتباط با مطالب : حقوقی و ثبتی ودفتر خانه ومطالب اجتماعی فرهنگی وسیاسی وخبری وطنز ...
__________
این وبلاگ روزانه آپدیت می شود
__________
هدف از نوشتن این وبلاگ کمک و مساعدت به رشد وشکوفایی علمی و عملی وا رائه راه حل و ایجاد هماهنگی و وحدت رویه کاری بین سردفتران ودفتریاران وحل مشکلات ومسائل صنفی و دفاع از شئونات شغلی در زمینه کاری در مقابل اشخاص حقیقی وحقوقی وحل مسائل وپاسخگویی به مشکلات دفاتر در تنظیم اسناد می باشد
_________
DAFTARKHANEH SARDAFTARI
DAFTARASNAD RASMI
فهرست اصلی
دوستان
دفترخانه
دفتر خانه 2
نسیم صبح
دفتر 3 یزد
عدالت محضر
کانون سردفتران
جامعه سردفتران یزد
جامعه سردفتران قزوین
جامعه سردفتران گیلان
جامعه سردفتران قم
جامعه سردفتران خراسان
دفتر 821
لطیف عباد پور
دفتر 71 تبریز
دشتی اردکانی
دفتر 36 کرمانشاه
تسجیل
ایران نتاری
نو اندیش
گروه سردفتران نو اندیش
یاد داشتهای سردفتر
اداره کل کاداستر
محمد مهدی حسنی _وکیل
سایت حقوق
ساسان صالح احمدی
وبلاگ قوانین ومقررات
سامانه قوانین ومقررات
تخصصی حقوق وفقه
وبلاگ حقوقی
حقوق
یه وبلاگ حقوقی
قاضی دادگستر
شوخی با حقوق
اخبار حقوقی
دانشنامه حقوق قضایی
نشریه ماوی
پرتال قوه قضائیه
سایت حقوق ایران
وکیل یار
قاضی دادگستر
کانون اندیشه حقوق
حسین گرامی
مجموعه بخشنامه های ثبتی
دانشجوی حقوق
شبکه قسط
سایت قوانین
نشریه الکترونیک حقوق
مجمع قضایی امور اقتصادی
ادارات کل ثبت استانها
راهنمای دفاتر اسناد رسمی
جدول مالیات نقل وانتقال
سامانه املاک
وبنا
ابراهیم رها
یه جمله حرف حساب
زهرا رهنورد
بنیاد باران
خبرنامه امیر کبیر
جوان فردا
آینده
فرارو
اصلاح طلبان
نواندیش -خبری
ملت نیوز
انتخاب نیوز
لحظه نیوز
رخداد
میزان نیوز
سلام نیوز
جامعه شناسی زندگی روزمره
انجمن علوم سیاسی
ندای کویر
نسیم جنوب
مجمع روحانیون مبارز
ادوار نیوز
میثمی
سمیه توحیدلو
آیت اله صانعی
مهاجرانی
جمیله کدیور
آی طنز
روزنامه
مجله مثلث
حسین پاکدل
عباس عبدی
عبدالکریم سروش
مصطفی معین
روزنوشت
آبیاری قطره ای
استخاره با قران
مجید کیوان
سهراب سپهری
قیصر امین پور
پروازی دیگر
کنایه
شهر آرام
خبرنامه لاهیجان
ماه هیچ ما نگاه
رجا نیوز
نیم نما
شرکت خدمات انفورماتیک راهبر
سامانه اطلاعات ومدیریت معاملات املاک
مرکز صدور گواهی الکترونیکی
پایگاه اطلاع رسانی دولت
الهام
البرز
توکای مقدس
ماهی ها شبها می خوابند
همه جوره
قاصدسبز
یاد داشتهای یک گلابی
تابان
مشروح مذاکرات مجلس
پورتا ل ثبت
پیوندهای روزانه
عصر ایران
آفتاب نیوز
فردا نیوز
کنجکاو
جهان نیوز
نیوز پرس
شهید آوینی
امام موسی صدر
هاشمی رفسنجانی
دکتر علی شریعتی
نوروز
ایلنا
ایسنا
جمهوریت
تابناک
کوربیس
ایرانیکا
بورس نیوز
سایت خبری قاصدک
سلامت نیوز
شیعه
ابرار
اعتماد
اعتماد ملی
دنیای اقتصاد
موج سوم
گل آقا
حزب اعتماد ملی
قلم
کلمه
پیک روز
سید محمد خاتمی
معاونت آموزش قوه قضائیه
دفتر مقام معظم رهبری
سایت حقوقی ایران
سایت حقوقی دادخواهی
سایت وکالت
قوه قضاییه
مجلس شورای اسلامی
شورای نگهبان
مجمع تشخیص مصلحت
ریاست جمهوری
دیوان عدالت اداری
دادستانی کل کشور
مرکز مشاوران حقوقی
روزنامه رسمی
سازمان زندانها
سازمان بازرسی کل کشور
سازمان پزشکی قانونی
سازمان ثبت
نوشته های پیشین
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
طراح قالب
POWERED BY
-------------------------